پیام آوران معدن و فولاد
2019 / May / 26
یکشنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۸ , ۰۹:۲۹:۵۸
پیام آوران معدن و فولاد برگزیده جای بیمه سرمایه‌گذاری در ایران خالی است
Rate this post
شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ - ۱:۵۲ ب.ظ
پورمند مدیرعامل هلدینگ میدکو

جای بیمه سرمایه‌گذاری در ایران خالی است

یک پروژه زمانی وام تعلق می‎گیرد که از نظر اقتصادی سودده و شرکت مورد نظر صلاحیت دریافت وام را داشته باشد

بانک‌ها مهم‌ترین منابع تامین مالی در کشور ما به‌شمار می‌روند. اما طی سال‌های اخیر تامین مالی از بانک‌ها دشوار شده است و بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند که بانک‌ها رویکرد تجاری دارند و کمتر از بخش تولید حمایت می‌کنند. ماهنامه «اخبار فلزات» برای بررسی وضعیت تامین مالی از بانک با مدیرعامل شرکت هلدینگ توسعه معادن و صنایع معدنی خاورمیانه (میدکو) به گفت‌وگو نشسته است.

به عقیده شما در شرایط کنونی، بانک‌ها چه نقشی را در موفقیت شرکت‌های تولیدی ایفا می‌کنند؟ این نقش را در هلدینگ میدکو چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در تمامی کشورها، توسعه توسط بخش خصوصی انجام می‌شود و این امر نیز توسط بنگاه‌های بزرگ اقتصادی که قادر هستند در سطح بین‌المللی به فعالیت بپردازند، رخ می‌دهد. هنگامی که شرکت‌های بزرگ در بخش خصوصی ایجاد شود، به‌طور طبیعی شرکت‌های کوچک و متوسط نیز در کنار آن شکل می‌گیرند. مثلاً حدود یک هزار شرکت بزرگ و کوچک با میدکو در ارتباط هستند. این یعنی اگر قرار باشد که شرکت‌های متوسط و کوچک نیز در کشور ایجاد شوند و فعال باشند، این شرکت‌ها به‌تنهایی ایجاد نخواهند شد. بلکه باید مجموعه‌های بسیار بزرگی حضور داشته باشند تا این شرکت‌ها در کنار آن‌ها به‌وجود آیند.

شرکت‌های بزرگ از چند اقدام ترکیبی حاصل از فعالیت اقتصادی، فنی، پولی و بانکی به‌وجود می‌آیند. ابعاد فعالیت بنگاه‌های بزرگ اقتصادی بسیار وسیع است. بنگاه‌های بزرگ اقتصادی بدون تامین مالی و همچنین پشتیبانی‌های اعتباری بانک‌ها و موسسات مالی، به هیچ عنوان شکل نمی‌گیرند. چرا که تشکیل یک شرکت بسیار بزرگ و بین‌المللی هزینه‌بر است این یعنی بنگاه‌های بزرگ اقتصادی توسط سرمایه‌گذاران بسیار بزرگ شکل می‌گیرند. ایجاد یک شرکت بزرگ به پشتیبان اصلی مالی و اعتباری نیاز دارد. با این حال اعتبار برای شرکت بزرگ از سایر موارد مهم‌تر است. چرا که بانک یا موسسه اعتباری باید بتواند ال‌سی‌های لازم را به‌موقع باز کند و تضامین لازم را انجام دهد. به‌طور اساسی اگر بانک در این فعالیت وجود نداشته باشد، به هیچ عنوان شرکت‌ها و هلدینگ‌های بزرگ شکل نمی‌گیرند.

علاوه بر موارد یاد شده، برای تشکیل یک شرکت بزرگ، در کشور ما باید محصولات، فرآیندها و بنگاه‌ها به برند تبدیل شوند. هنگامی که در مورد شرکت‌های ژاپن و نیز کره جنوبی صحبت می‌شود، این شرکت‌ها در برندسازی و تولید محصولات باکیفیت موفق بوده‌اند. اما در مورد ایران باید دید که در ذهن فعالان اقتصادی کشورهای دیگر، شرکت‌های بزرگ ایرانی چگونه مطرح می‌شوند. در حقیقت مفهوم برندینگ قضاوتی است که دیگران نسبت به یک فرد، سازمان، شرکت، محصول یا فرآیند دارند. هر سازمان یا مجموعه، دارای یک برند است. به‌عنوان مثال محصولات مختلف از نظر مردم دارای کیفیت‌ها و مشخصات مختلف هستند و در واقع نوع قضاوت مردم اعتبار یا عدم اعتبار برند را تعیین می‌کند. هنگامی که شرکت‌های بزرگ به بورس‌های بین‌المللی وارد می‌شوند، برند آن‌ها یک قیمت مشخص دارد. در هنگام قیمت‌گذاری یک شرکت برای فروش دارایی آن شرکت به‌طور جداگانه از برند محاسبه می‌شود.

نظر جنابعالی در خصوص رویکرد کنونی بانک‌های کشور در تامین مالی شرکت‌های بزرگ چیست؟ چرا گفته می‌شود که بانک‌های ایرانی کمتر به تامین مالی شرکت‌ها می‌پردازند؟
معمولاً تامین مالی شرکت‌ها در دو بازار پول و سرمایه بازار اتفاق می‌افتد که باید هر دو با یکدیگر پیش بروند. در کنار این دو بازار بیمه نیز مورد نیاز است. این سه رکن برای ایجاد شرکت‌های بزرگ و تبدیل شدن آن‌ها به برند در سطح بین‌المللی الزامی است. در بازار پولی کشور ما، هنگامی که بانک‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، میزان دارایی آن‌ها برای ارزیابی ملاک است. اگر ۲۰ بانک بزرگ دنیا بررسی شوند، دارایی آن‌ها حدود ۷۲ هزار میلیارد دلار است. هنگامی که بورس‌های بزرگ دنیا نیز مورد بررسی قرار می‌گیرند، جمع ارزش شرکت‌های موجود در آن حدود ۷۲ هزار میلیارد دلار است. هنگامی که یک شرکت قصد تامین مالی داشته باشد، به‌طور حتم از یکی از دو بازار پول و سرمایه اتفاق می‌افتد. همچنین باید اضافه شود که بازارهای منسجم، بزرگ و استاندارد همچون بازار پول و سرمایه قادر هستند تا شرکت‌های بسیار بزرگ دنیا را تامین مالی کنند. در کشور ما بر اساس آماری که اعلام می‌شود، دارایی بانک‌ها در کشور ما نیز حدود ۱۰۰ میلیارد دلار است. اتفاقاً ارزش بازار بورس در کشور ما نیز حدوداً ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. حال با توجه به نیازهای سرمایه‌گذاری در کشور، این دو بازار کافی نیستند.

در همین حال بانک‌ها در کشور کارکرد تجاری دارند. در حقیقت بانک‌های سرمایه‌گذاری در ایران وجود ندارند. هنگامی که بانک سرمایه‌گذاری در کشور وجود نداشته باشد، نتیجه این است که بانک‌های موجود در کشور، تنها فعالیت‌های کنونی را انجام می‌دهند. چرا که ماهیت بانک‌ها در کشور ما سرمایه‌گذاری نیست. بنابراین برای اینکه از یک نهاد توقع فعالیت مشخص وجود داشته باشد، باید دید که آن نهاد به چه منظوری ایجاد شده و چه کارکردی دارد. با این تفاسیر مشخص می‌شود که بانک‌ها در کشور ما برای همین فعالیت‌های کنونی ایجاد شده‌اند.

در عین حال به موضوع تامین مالی شرکت‌ها باید از منظر بانک نیز نگاه شود. بانک در ابتدا امانتدار سپرده مردم است. بنابراین باید سرمایه مردم در فعالیتی قرار گیرد که در مورد بازگشت آن اطمینان وجود داشته باشد. در عین حال مقیاس تولید و سرمایه‌گذاری نیز برای بانک بسیار مهم است. به‌طور مثال در شرایط کنونی دیگر احداث یک واحد فولادسازی کمتر از یک میلیون تن صرفه اقتصادی ندارد. حال اگر نتوان در مقیاس بزرگ سرمایه‌گذاری کرد و این امر در مقیاس کوچک باشد، به‌طور حتم مشخص نخواهد بود که واحد احداث شده توجیه اقتصادی و فنی دارد یا خیر؟ اگر به این واحد تسهیلات ارائه نشود، ممکن است این تصور در جامعه به‌وجود آید که رویکرد بانک‌ها مخالفت با تولید است. در حالی که این‌گونه نیست. در بسیاری از موارد نیز مشاهده می‌شود که مشخص نیست احداث یک پروژه تولیدی به چه میزان با صرفه اقتصادی همراه است. بنابراین بانک‌ها همواره اقتصادی بودن یک طرح را برای اعطای وام و تسهیلات در نظر می‌گیرند.

مساله دیگر برای تامین مالی یک پروژه، صلاحیت اجراکنندگان پروژه و طراحان است. بنابراین واضح است که اعطای تسهیلات برای تولید چندان ساده نیست. حتی در شرایط کنونی تسهیلات بسیاری در اختیار بخش‌های تولیدی، خدماتی و خصوصی قرار گرفته است، اما مشاهده می‌شود که این بخش‌ها قادر نیستند که وام‌های دریافتی را بازگردانند. ناگفته نماند که اعطای تسهیلات حتی به شرایط اقتصاد کلان نیز بستگی دارد که از جمله آن می‌توان به تورم، رکود، تحریم و… اشاره کرد.

اما تصور می‌رود که مهم‌ترین مساله علاوه بر مواردی که پیش‌تر به آن اشاره شد، بازار است. این یعنی محصول تولیدی به بازار نیاز دارد. تا پیش از این بسیاری از محصولات یا با هدف داخلی و یا با هدف صادراتی تولید می‌شدند. اما در کشور باید یک کالا و خدمات با نرخ و کیفیت بین‌المللی و استاندارد تولید شود. بنابراین بازار این محصول یعنی داخلی و صادراتی بودن آن چندان مهم نیست. در شرایط کنونی مشاهده می‌شود که یک محصول غیر قابل رقابت در بازار داخلی تولید و عرضه می‌شود، اما بسیاری از افراد به هر نحو به‌دنبال واردات با کیفیت آن هستند.

در بازار فلزات، اساسی‌ترین مساله بین‌المللی بودن نرخ است. این یعنی شرکت‌هایی که در صنعت فلزات سرمایه‌گذاری می‌کنند، به‌دلیل اینکه نرخ محصول آن‌ها بین‌المللی است، باید تمام فرآیندها و شرایط خود را به‌گونه‌ای طراحی کنند که بتوانند با نرخ‌های موجود در بازار رقابت کنند. بنابراین هنگامی که فلز تولید می‌شود، مهم نیست محصول در کجا به فروش می‌رسد. نرخ فلزات در تمامی دنیا مشخص است. علاوه بر این کالاهای وابسته به فلزات نیز تا حد زیادی نرخ بین‌المللی دارند. به‌طور مثال در بازار داخلی بسیاری از تولیدکنندگان، قیمت را در روزهای تعطیل بین‌المللی یعنی شنبه و یکشنبه اعلام نمی‌کنند. اما به‌دلیل اینکه معاملات بازار فلزات در روز دوشنبه صبح انجام می‌شود، دوشنبه بعدازظهر قیمت فلزات در ایران نیز اعلام می‌شود. بنابراین هنگامی که در یک سرمایه‌گذاری چارچوب‌ها رعایت شوند، مشکل چندانی برای اخذ تسهیلات از بانک‌ها به‌وجود نمی‌آید. همچنان که مشاهده می‌شود بخش معدن و صنایع معدنی نسبت به دیگر صنایع کمتر با مشکل مواجه است.

به اعتقاد برخی از کارشناسان فعالیت برخی از بانک‌های بزرگ کشور در زمینه بنگاهداری به بخش تولید آسیب می‌رساند. نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟
گفته می‌شود اگر بانک‌ها به موضوع سرمایه‌گذاری ورود کنند، همه منابع را به سمتی هدایت می‌کنند که خود در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و در نتیجه قدرت رقابت را از دیگر بازیگران می‌گیرند. اما تصور می‌رود که این مساله صحیح نیست. بلکه تمامی مسائل مربوط به دریافت تسهیلات از بانک‌ها، به همان اقتصادی بودن پروژه بازمی‌گردد. کشور ما به سرمایه‌گذاری در مقیاس بزرگ محکوم است. چرا که کشور ما در سطح بین‌المللی قابلیت رقابت نخواهد داشت. به‌طور مثال در دنیا حدود یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تن فولاد در هر سال تولید می‌شود. در حالی که در ایران حدود ۱۸ میلیون تن فولاد در هر سال تولید می‌شود. در عین حال کشور ما قصد دارد به تولید سالانه ۵۵ میلیون تن برسد. بنابراین تولید کشور ما در مقایسه با تولید جهانی بسیار ناچیز است و کشور ما در بازار جهانی فولاد تاثیرگذار نیست. به‌طور مثال در مجموعه میدکو ارزش مجموع تمامی پروژه‌ها به ۵ میلیارد دلار می‌رسد. تامین مالی چنین هزینه‌ای در کشور ما بسیار دشوار است. در نتیجه تنها بانک قادر است در کشور ما این هزینه را تامین کند. غیر از بانک، راه دیگری برای تامین مالی بسیار سنگین وجود ندارد. در حال حاضر توان تامین مالی چنین پروژه‌هایی از عهده بازار سرمایه در کشور ما خارج است. حتی در بازار سرمایه، شرکت‌ها در اوراق مشارکت که نوعی تامین مالی از بازار سرمایه است، با مشکل مواجه هستند؛ ضمن اینکه هر ماه باید به سهامداران سود دهند. این در حالی است که وقتی قرار است یک پروژه بلندمدت طی ۵ تا ۶ سال انجام شود و به سوددهی برسد، ممکن نیست هر ماه به سهامداران سود دهد. در این شرایط سود واقعی پروژه مصرف می‌شود و حتی این امکان وجود دارد که پروژه از حالت اقتصادی بودن خارج شود. اعتقاد بر این است که تامین مالی از بانک با سرمایه‌گذاری خود بانک‌ها در بخش تولید با یکدیگر منافاتی ندارند. اما بهتر است بانک‌های سرمایه‌گذار، در شرکت‌های بزرگ که بخش خصوصی قادر به تامین مالی آن‌ها نیست، سرمایه‌گذاری کنند. باید توجه داشت که رقابت در تولید و سرمایه‌گذاری رخ نمی‌دهد؛ بلکه رقابت اصلی در دانش، بهینه‌سازی و تنظیم سیستم‌ها و فرآیندها است.

کشور ما موقعیت سرمایه‌گذاری و نیروی تحصیل‌کرده و آماده کار فراوانی دارد. علاوه بر این نقدینگی بسیاری در کشور موجود است. در نتیجه بانک‌ها می‌توانند نقدینگی را جذب و به‌سمت سرمایه‌گذاری‌های بزرگ هدایت کنند. حتی اگر در شرایط کنونی بانک به‌صورت مستقل در یک شرکت یا پروژه سرمایه‌گذاری ‌کند، به‌طور حتم به سوددهی و بازدهی آن پروژه نیز اطمینان دارد. چرا که در حال حاضر نمی‌توان به هر پروژه یا شرکت اطمینان کرد. گفتنی است که در بسیاری از کشورها، سرمایه‌گذاری‌های بزرگ توسط بانک‌ها صورت می‌گیرد. ضمن اینکه نقش بانک تنها به‌عنوان ارائه‌دهنده وام نیست. به‌عنوان نمونه تمامی ال‌سی‌هایی که باز می‌شوند، توسط بانک‌ها صورت می‌گیرد. همچنین هر نوع مبادله پولی و اعتبار اسنادی باید از طریق بانک‌ها انجام شود. هنگامی که یک بانک اعتبار اسنادی را باز می‌کند، یعنی آن بانک متعهد می‌شود و سرمایه‌گذاری را به‌نوعی تضمین می‌کند که این موضوع نیز به‌نوعی تامین مالی به‌شمار می‌رود.

چرا باید یک سرمایه‌گذاری را تضمین و به‌نوعی بیمه کرد؟ وضعیت بیمه سرمایه‌گذاری در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تمام فعالیت‌های اقتصادی به‌نوعی با ریسک همراه هستند. بیمه‌ها می‌توانند این ریسک‌ها را پوشش دهند. این یعنی بیمه‌ها در کشور ما باید این قدرت را پیدا کنند که بتوانند ریسک‌های سرمایه‌گذاری را پوشش دهند. چرا که هر اندازه سرمایه‌گذاری با دقت صورت گرفته باشد، این احتمال وجود دارد که حوادث غیر مترقبه و اتفاقی خارج از اختیار شرکت رخ دهد و سرمایه‌گذاری را به مخاطره اندازد. به‌طور مثال ممکن است در یک منطقه یا کشور مشکلی پدید آید که نتوان کالا را به فروش رساند. بنابراین در این شرایط بیمه سرمایه‌گذاری بزرگ نیاز است که چنین ریسک‌هایی را پوشش دهد. ضمن اینکه خود بیمه نیز درآمدزا است.

باید توجه داشت که در کشور ما بیمه سرمایه‌گذاری و حتی بیمه فروش کالا وجود ندارد. این موضوع در سیستم‌های بین‌المللی به Hedge معروف است. این یعنی در شرایط کنونی شخص یا شرکتی اقدام به خرید ۱۰ هزار تن مس می‌کند و قیمت مس نیز ۶ هزار دلار در هر تن است که حدود ۶۰ میلیون دلار می‌شود. در عین حال ممکن است در آینده قیمت مس با افت مواجه شود و در نتیجه شرکت ضرر کند. به‌دلیل اینکه قیمت فلزات همواره در نوسان است، این نوسانات را باید سیستم‌های Hedge، بیمه کنند. به همین دلیل است که تمامی معاملات جهانی در بورس‌های بزرگ دنیا انجام می‌شود و در حقیقت بورس فلزات لندن به‌نوعی بیمه معاملات را انجام می‌دهد. در حال حاضر تنها شرکت‌هایی در بورس فلزات لندن به ثبت می‌رسند که دارای سطح تجارت بسیار بزرگ باشند. اگر یک شرکت دارای سطح تجارت کوچک باشد، نمی‌تواند از شرکت‌های بزرگ کالا خرید کند. به‌طور مثال یک شرکت که اقدام به خرید و فروش ۱۰ تا ۲۰ هزار تن مس می‌کند، هیچ گاه به یک شرکت کوچک ۱۰ تن مس نمی‌فروشد. از این‌رو تعداد شرکت‌هایی که در بورس لندن ثبت می‌شوند، مکانیزم مشخصی دارد. تنها شرکت‌های بزرگ قادر خواهند بود در این بورس به تجارت بپردازند و در عین حال بیمه هستند. بنابراین برقراری چنین بیمه‌هایی در کشور ما لازم است.

چه مشکلاتی برای تامین مالی از بانک‌ها وجود دارد؟ چه راه‌ حل‌هایی را می‌توان برای تامین مالی و بهبود اخذ تسهیلات به‌کار گرفت؟
در ایران برای اخذ تسهیلات از بانک‌ها تا حدی مشکل مقرراتی وجود دارد. به‌طور مثال گفته می‌‌شود یک بانک بیش از ۲۰ درصد از سرمایه پایه پولی خود نمی‌تواند سرمایه‌گذاری کند. این نکته را در ابتدا باید مد نظر قرار داد که دولت دیگر نمی‌تواند سرمایه‌گذاری کند. در سال‌های گذشته برای طرح‌های دولتی ردیف بودجه تعیین می‌شد و شرکت‌های پیمانکاری نیز از محل بودجه تامین مالی می‌شدند و به اجرای پروژه می‌پرداختند. اما در حال حاضر این مساله دیگر وجود ندارد و مقدور نیست. در بخش خصوصی نیز سرمایه‌گذاری که بتواند حجم زیادی از سرمایه را وارد کند، وجود ندارد. در عین حال جذب سرمایه‌گذاری خارجی نیز مقتضیات خاص خود را دارد. به‌نظر می‌رسد در حال حاضر بانک‌ها بتوانند سرمایه‌گذاری لازم و به میزان زیاد انجام دهند یا مطابق با نیاز موجود تسهیلاتی را در اختیار افراد و شرکت‌ها قرار دهند. البته تامین مالی ترکیبی انجام می‌شود و حتی سرمایه‌گذاری خارجی در قالب فاینانس یا یوزانس نیز صورت می‌گیرد. ضمن اینکه امروزه می‌توان از طریق پیمانکاری نیز به‌نوعی تامین مالی انجام داد. این یعنی در کشور ما باید پذیرش شرایط روز سرمایه‌گذاری نهادینه شود. بنابراین باید شرکت‌های پیمانکاری در کشور ما یاد بگیرند که تامین مالی کنند و سرمایه‌گذاری را انجام دهند.

نکته قابل توجه دیگر برای تامین مالی، اعتبار شرکت در بازار چه در داخل کشور و چه در خارج است. به‌طور مثال اعتباری که در حال حاضر شرکت میدکو در بازار دارد، ۵ سال پیش نداشت. البته منظور از اعتبار پول نقد نیست. اعتبار یعنی اگر شرکتی بخواهد با یک پیمانکار خارجی قرارداد ببندد تا به اجرای پروژه بپردازد، می‌تواند پس از سه سال، از محل تولید محصول هزینه را به پیمانکار باز‌گرداند. بنابراین پیمانکاران به شرکت مزبور اطمینان خواهند داشت و اعتبار آن در سطح داخلی و بین‌المللی افزایش خواهد یافت. البته باید عنوان شود که اعتبار در زمان کنونی با اعتبار در بازارهای سنتی متفاوت است. چرا که اغلب معاملات کنونی در ایران بر پایه اعتبار انجام می‌شود. حال اگر این اعتبار در داخل به اعتبار بین‌المللی تبدیل شود، بسیار مهم‌تر و تاثیرگذارتر است.

به‌عنوان مثال اگر بتوان برای یک سرمایه‌گذاری ۱۰ میلیارد دلاری، به‌تدریج ۵ میلیارد دلار منابع جذب کرد و پروژه‌ها را به اجرا درآورد، می‌توان ۵ میلیارد دلار باقی‌مانده را نیز به‌صورت اعتباری انجام داد. چرا که مجموعه دارای اعتبار خواهد شد و سرمایه‌گذاران، خواهد دانست که با یک مجموعه منسجم طرف هستند و شرکت مزبور قادر خواهد بود پروژه خود را به‌موقع راه‌اندازی کند و محصول خود را به مرحله تولید برساند. بنابراین توانمندی‌های شرکت مورد نظر نیز برای جذب اعتبار بسیار مهم است. با افزایش توانایی‌های شرکت، اعتبار آن نیز در سطح ملی و حتی بین‌المللی افزایش خواهد یافت.

برای بهبود وضعیت تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی از بانک به چه پیش‌شرط‌هایی نیاز است؟ این پیش‌شرط‌ها را در کشور ما چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
برای بهبود تامین مالی از بانک، باید مسئولان بانکی نیز به تولید ملی باور داشته باشند. این موضوع در مورد مسئولان رده بالای بانکی به‌ویژه مسئولان ارشد بیشتر صادق است. چرا که مسئول بانک باید فردی باشد که اقتصاد را به‌خوبی بشناسد، به مسائل پولی و مالی مسلط باشد، نسبت به صنعت شناخت کافی داشته و در نتیجه به میدان عمل وارد شود. البته ممکن است این فرآیندها در برخی از بانک‌ها طی زمان‌های متفاوتی به نتیجه برسند. مجموعه مدیریتی که در بانک هستند، باید نسبت به بخش خصوصی و تولید باور داشته باشند.

در عین حال عنوان می‌شود که حجم نقدینگی در کشور ما یک هزار و ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است. این حجم از نقدینگی ممکن است باعث ایجاد تورم در کشور شود. در صورتی که یک پروژه و کسب‌وکار از ابتدا به‌درستی و در قالب‌های استاندارد تعریف و تنظیم شود و شکل یابد، حجم نقدینگی را می‌توان به‌سمت تولید و کسب‌وکارهای اقتصادی هدایت کرد. به این ترتیب پول راکد و ساکن به جریان می‌افتد و در پروژه‌های اقتصادی هزینه می‌شود. مساله بسیار مهم این است پول سرگردان هویت می‌یابد. منابع اصلی بانک‌ها از سپرده‌گذاری مردم تامین می‌شود و اگر قرار باشد سود سپرده‌گذاران در بانک‌ها کاهش یابد، به‌طور حتم بانک‌ها از سپرده خالی خواهند شد. حال اگر قرار باشد بانک‌ها تسهیلات ارزان‌قیمت را در اختیار بخش‌های مختلف قرار دهند و حجم نقدینگی به پروژه‌ها و کسب‌وکارها تزریق شود، بانک‌ها قادر خواهند بود که سود سپرده‌‌گذاران را پرداخت کنند؛ اما بانک‌ها می‌توانند سود سپرده‌گذاران را از محل پروژه‌های سرمایه‌گذاری شده خود دریافت و آن را به سپرده‌گذاران پرداخت کنند. بنابراین سود پرداختی از محلی است که بانک‌ها در این سرمایه‌گذاری‌ها کسب می‌کنند و به این ترتیب می‌توانند نرخ تسهیلات را برای گیرندگان وام کاهش دهند. تا زمانی که پروژه سودده و اقتصادی نباشد، درآمدی برای بانک، گیرندگان وام و سپرده‌گذاران رخ نخواهد داد.

در این میان مهم‌ترین وظیفه دولت به‌عنوان متولی، تسهیل‌کنندگی است. این یعنی دولت باید از شرکت‌ها و بانک‌ها برای تامین مالی پشتیبانی کند و در پی آن فعالیت بخش خصوصی را تسهیل کند. دولت می‌تواند با مدیریت و پشتیبانی‌های استراتژیک خود بخش خصوصی را یاری کند. اگر چنین اتفاقی در کشور رخ دهد، بخش خصوصی به‌راحتی قادر خواهد بود که راه خود را در بازار بیابد و ادامه دهد.

نظر شما چیست؟

XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>